بایگانی دسته‌ها: داستانک

درد دل

درد دل به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در داستانک | برچسب‌خورده با , , , | ۱ دیدگاه

عملیات 2 (داستانک)

دورو برش رو نگاه کرد، فکر کرد نمی بینمش. تو تیرسم بود. اسلحه هامون رو آماده کردیم… ماشه رو کشیدم و بستمش به رگبار ؛ اونم همینطور شلیک می کرد – انگار همه چیز بهم ریخت هردومون مجبور به تسلیم … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در داستانک | برچسب‌خورده با , , , | بیان دیدگاه

قدم (داستانک)

اولین داستانکی که نوشتم منفی بود و نخواستم اون اولین داستانکم باشه برای همین دومین داستانکم رو بجای اولین داستانکم می ذارم. ببخشید دیگه !! روی زمین افتاده بود، پاشد نشست خیلی سخت تونست اولین قدم رو برداره اولین قدم … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در داستانک | برچسب‌خورده با , , | ۱ دیدگاه

عملیات (داستانک)

یه بار دیگه نقشه رو مرور کرد منتظر فرصت مناسب بود دیگه موقع عملی کردنش بود ! حرکت کرد و آروم آروم از بین چند تا مانع رد شد کسی نبود ٬ بالاخره رسید تا دستشو دراز کرد… – اون … به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در داستانک | برچسب‌خورده با , , , | 3 دیدگاه

ترمز (داستانک)

ترمز به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در داستانک | برچسب‌خورده با , , , | بیان دیدگاه