دسته
- مناسبات (1)
- مینیمال (8)
- مخالف دوست داشتنی (8)
- مذهبی (13)
- کتاب و کتابخوانی (1)
- گنو/لینوکس (2)
- گوناگون (9)
- امام و رهبری (21)
- اخبار (6)
- حمایت وبلاگی (7)
- داستانک (5)
- سیاسی (18)
- شهدا (3)
- شعر (3)
- طنز (7)
مهمن برام
مذهبی
نقطهی زیر پونز
کلیپ
کوتهنویسها
کتابخانه مجازی
گروه های کاربری لینوکس
بزرگان در وب
حمایت وبلاگی
خبری-تحلیلی
دوستان ازلی
- … و اما بعد
- قول سدید
- كلاشينـكـف ديـجيتال
- منبرنت
- محبان مشرقی
- نفوذی
- وبلاگسین
- یک استکان چای داغ
- یادداشتهای خاکستری
- کلیپ موبایل مبارز
- کیمیای قلم
- کیستی ما
- گلدختر
- گذرگاه رفتن
- پاتریوت
- پارتیزان
- پاسداران
- آنتی مثلثیزم
- آهستان
- آخوندها از مريخ نيامده اند!!!
- آش ایرونی [گفتمان سبز]
- اللهیات شیعه
- انوشه سبز
- اوباماست
- ارمیا
- اصلاح طلب فعال
- بی نشان
- بانگداد
- باد صبا
- بازرگان ، بنی صدر و منتظری
- برای یادآوری [فعلاً بروز نمیشه]
- بزمانه
- توهمات یک دانشجوی بسیجی غرب زده !!!
- تورجان
- تاملات
- تاربلاگ ایلیا
- تردید راهی به دانایی
- جنبش ضد اشرافیت
- جهان پیما
- جهاد مجازی
- جواب سبزکهای کودتاگر را میدهم
- خاکریز
- دودینگ هاوس
- داد بیدادها
- دختران با حجاب
- روستای رستگان
- روشنگری
- زهرا
- سه الف
- سیاست روز
- سیب های کال
- سرباز خمینیسیم
- شیعه والپییر
- شب تاب
- صهیون پژوه
- عرفان نیوز
- عروج
رسانه های کاغذی
لینوکس شاپ
میلاد قیصر انقلاب
تولدت مبارک!
کوتاهترین جمله برای قیصر شعر انقلاب.
استاد عزیز، به سیاره رنج خوش آمدی!
درد وارهها
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
میلاد: ۱۳۳۸/۲/۲
هجرت: ۱۳۸۶/۸/۸
+وب سایتی جامع در مورد استاد قیصر امینپور
+«قيصر» معناي ديگري گرفت در فرهنگ معاصر
سلام دنیا!
سلام دنیا!
من به شما سلام میکنم، اینجا خاورمیانه، چشمه نفت دنیا.
برادر مسلمان، من از ایران برای تو در لیبی در برابر قصاب اجدابيا و مصراته، برای تو در بحرین در برابر آل سعود خائنین الحرمین، اشک میریزم که چرادست من برای دفاع از تو کوتاه است و قوانین مزخرف جهانی کمک من به تو را تجاوز جنگ می پندارد ولی حمله ناتو را قانونی می دادند.
برادران من،
ما وارثان زمین هستیم
ما سربازان لشگر خداییم
ما در خط مقدم جبههی مقاومت هستیم
ما امت واحده بدون مرز هستیم
ما در فکر تشیکل اتحاد جماهیر اسلامی هستیم
ما در انتظار ظهور منتقم خونهای مظلومان جهان هستیم
ما با شهیدان پیمان بسته ایم برای آزادی قدس و برافراشتن پرچم پرافتخار اسلام در سراسر جهان
و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.﴿مائده/۵۶﴾
Hello world!
I say hello to you, from the Middle East, the world oil springs.
Muslim brothers, I am from Iran for you in Libya against butcher Ajdabiya and Misrata,for you in Bahrain against the Al Saud traitor Alharmayn، i cry and tears that why my hands to defend you is short and my help to you is Rape war in terms of international nonsense laws, but the attacks the NATO are legal.
My brothers,
We are the heirs of the earth
We are God’s Army soldiers
We are on the front-line of resistance
We are united nation without borders
We are think of Islamic republics Union
We are waiting for revenger the emergence of the world’s oppressed bloods
We are made a treaty with the martyrs for freedom Quds and hoist the glorious flag of Islam in across the world.
And whoever takes Allah and His Noble Messenger and the Muslims as friends – so undoubtedly only the party of Allah is victorious.(Al-Ma’ida/56)I
مرحبا العالم!
أقول لك مرحبا، من الشرق الأوسط، و الينابيع النفط العالمية.
اخ المسلم، و أنا من ايران لك في ليبيا ضد جزار إجدابيا و مصراتة لک، في البحرين ضد آلسعود الخائنین الحرمین، أبكي، لماذا يدي للدفاع كنت قصيرة ومساعدتي لك هو حرب الاغتصاب في شروط هراء القوانين الدولية، ولكن هجمات حلف الناتو هي القانونية.
اخواني،
نحن ورثة الأرض
نحن الجیش جنود الله
نحن على خط المواجهة في مقاومة
نحن أمة واحدة بلا حدود
نحن نفكر في جمهوريات الاتحاد الاسلامي
نحن في انتظار ظهور منتقم دماء المظلومين في العالم
نحن عاهدنا مع الشهداء لتحریر القدس و الرفع علم مجد الإسلام في العالم.
وَمَن يَتَوَلَّ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّـهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿المائده/۵۶﴾
نوشتهشده در گوناگون
بیان دیدگاه
مفته دیگه…!
للحق
آزاد یا رایگان، مسئله این است؟
آزاد برای چی / رایگان برای چی؟
هر چیز آزاد اجباراً باید رایگان هم باشد؟
متاسفانه FREE معنی دو پهلو داره و این اول مصیبته. برای یه کاربر معمول کامپیوتر (بخصوص اینترنت) واژه free یعنی رایگان، یعنی عدم پرداخت پول و این یعنی خیلی خوبه. این طرز فکر رو هم خود من قبل از ورود به دنیا نرمآزاد داشتم، هرجا تو اینترنت نوشته بود free فکر می کردم مفته و به قول معروف: “مفت باشه؛ کوفت باشه” !
وقتی با یه سری اصطلاح آشنا شدم، فهمیدم این free با اون freeها فرق میکنه ؛ یه فرق اساسی. شاید تو اینترنت با این عبارات برخورد کرده باشد مثل freeware ، shareware و … – البته trialها رو هم که قربون کرک و پچ بشم که آچرفرانسه بودن – اما معنی عبارتهای بالا با free-software ما توی مجوزهایی که به اون ها میدیم، هست. خب میپرسین مجوز! مجوز دیگه چیه، به چه دردی میخوره؟ مجوز یعنی شرایط استفاده از یه محصول نرمافزاری. مثل مجوز تجاری که یک مغازه دار برای کارهای تجاری باید داشته باشه، که نشون میده این زمین (مغازه) کاربرد تجاری داره نه مسکونی یا هرچیز دیگهای.
یه سرچ تو اینترنت میتونه خیلی بهتون کمک کنه تا بیشتر با مجوزهای نرمافزار آشنا بشین . (حتماً سرچ کنید)
به نظر من بزرگترین آفت نرمافزار آزاد – شاید برای پیشرفت – اینه که با همون طرز تفکر پیشین باهش برخورد می کنیم و به خودمون حق میدیم که چون نوشته free پس باید رایگان هم باشه و این خیلی بده، نه! اگه قیمت برنامههای نصب شده روی ویندوزمون رو میدادیم، حالا قدر نرمافزاری آزاد رو می دونستیم.
بابا یه لحظه خودمون رو بزاریم جای اون بنده خدایی که نشسته وقتشو گذاشته همچین نرمافزاری رو درست کرده. درسته که مجوز مورد استفادهاش GPL بوده ولی این مانع نمیشه که قیمتی برای برنامه اش وجود نداشته باشه. چون اکثر کسانی که به گنو/لینوکس مهاجرت میکنن، خیلی طول میکشه که با یه سری از اصطلاحات آشنا بشن. و این باعث میشه که قدر نرمافزار آزاد رو ندونیم. چون تو ویندوز حداکثر هزینهای که برای نرمافزارامون میکردیم، خرید یه مجموعه شونصدهزار برنامهای (کرک شده) مثل king یا lord - که بدترین تراژدی یه برنامه نویسه - بوده، غیر از اینه؟ تا بحال شده ویندوز، فوتوشاپ، آفیس و … اصلش رو بخریم و کلی پول بدیم، بعد اونجامون نسوزه و بگیم این که با کرک شده اش فرقی نمیکنه اما یه فرق اساسی داره و اون اینکه شما نرمافزار اورجینال رو با امتیازاتی که شرکت نرمافزاری – مثل adobe – به شما بعنوان یه مشتری ارائه میده ، دارید. ولی باید بعد از این کلیه قوانین تصویب شده از سوی شرکت ارائه دهندهی نرمافزار رو موبهمو اجرا کنید. (با کلی محدودیت دست و پا گیر مثل قرض ندادن حتی به دوستتون!) البته اگر تابحال همچین کاری کرده باشید که بعید میدونم… !
اما حالا تو گنو/لینوکس قضیهی کلی فرق میکنه، جایگزین کوچکی مثل گیمپ رو در مقابل غول هفت سر فوتوشاپ داریم ولی نباید ناامید بود. درسته مثلاً گیمپ به فوتوشاپ نمیرسه ولی باید ما هم به نوبه خودمون تو توسعه این دنیای جدید کمک کنیم. مثلاً با کمکهای مالی! یا ترجمه فارسی که خیلی مهمتر از بقیهی کمکهاست یا هرچی که تو چنته داریم و به درد یه نرمافزار خاص مثلاً گیمپ یا هرچیزی دیگه بخوره. خلاصه از کمک کردن دریغ نکنیم! بالاخره باید هرکی یه گوشه از کارو دست بگیره تا سریعتر به جلو حرکت کنیم.
ترجمه فارسی مجوز GPL اصلی ترین مجوز نرمافزار آزاد رو در اینجا بخونید.
با تشکر از کاوه عزیز.
___________________________________________________
سرد نشه !
نوشتهشده در گنو/لینوکس
بیان دیدگاه
آزادی!
للحق
میخام سکوت عمو فیلترچی رو بشکونم و بگم عموجون ما که به شما کاری نداشتیم.
خب مرد حسابی(همون عموی بالا!) بجایی اینکه چنتا وبلاگ خاص رو فیلتر کنید بیاین یهو کل وردپرس.کام رو فیلتر کنید خب این یکی راحته دیگه.
تازه من هم میگم بجای فیلتر کردن بیاین یکم هم به فکر تولید محتوا باشیم. همیشه بستن بهترین کار نیست.
مردم نسبت به “منع” شده ها حریص اند. اینو همیشه توی ذهنت باشه. عموجون! OK
این از مطلب اول .
اما مطلب دوم و مهمتر:
آی! با شما هستم ، بله با شما کاربرای نرمافزار آزاد که داعیه استفاده از گنو/لینوکس رو دارید و بهش افتخار میکنین ، آره با شماهام.
چقدر توی دنیای نرمافزار آزاد تلاش کردید، چقدر تو گسترش حداقل به اشتراک گذاری داشته ها و دانسته ها کمک کردید. به چند نفر برای حل مشکلشون کمک رسوندید…
خب یه پیشنهاد:
اون هم اینه “ترجمه”. آره ترجمه ، کسایی که یکم زبان بلد باشن خیلی به گسترش زبان فارسی توی کامپیوتر و به خصوص نرمافزار کمک می کنن. الان خیلی از پروژه ها به فارسی سازی نیاز دارن. از KDE و Gnome گرفته تا نرمافزار کوچک کاربردی.
بین همهی این نرمافزار ، من و چنتا از دوستان که درد گسترش زبان فارسی رو توی فضا مجازی(کامپیوتر و …) دارن داریم رو ترجمه لیبره آفیس کار میکنیم. باور کنید خیلی از شما وقت نمیگیره. کمترین کمک شما حتی با ترجمه دست و پا شکسته هم میتونه افراد بیشتری که زبان انگلیسی بلد نیستن رو مشتاق استفاده از نرمافزار آزاد کنه.
الان پروژه مهم اُپن آفیس که دیگه از سوی اوراکل توسعه داده نمیشه .قصه اینه: اوراکل، سان رو خرید و دیگه لازم ندید که اُپن آفیس رو توسعه بده و برنامه نویسان اُپن آفیس اومدن بیرون و لیبره آفیس رو پایه گذاری کردن .
حالا نوبت ماست که به توسعه زبان فارسی در دوتا پروژه لیبره آفیس و اُپن آفیس کمک کنیم تا برای سایر کاربران هم مقدور باشه که از این نرمافزار اداری استفاده کنن. پس الان دست بکار بشید و یه گوشه کار رو بگیرید…
سایت رسمی فارسی لیبره آفیس: http://libreoffice.ir/blog
سایت رسمی لیبره آفیس : http://www.libreoffice.org
یکی از ترجمهکنندههای اصلی: http://www.falatooni.ir
—-
پ.ن: شما رو به مطلب بعدیام با موضوع نرمافزار آزاد یا رایگان و صرف یه فنجان چای[سبز] یا قهوه دعوت می کنم
نوشتهشده در گنو/لینوکس
برچسبخورده با liberoffice, openoffice, فیلترینگ, نرمافزار آزاد, آزادی
بیان دیدگاه
مردمان !

سلام آقا !
خبر آمدنت ،
می رود باغ به باغ ،
می رود شهر به شهر،
مردمان یمن و تونس و مصر ،
مردمان اردن !
همه عالم به تمنای تو برخاسته اند،
شور و حالی برپاست،
وعدهات نزدیک است…
شکافت، علم
«سه چیز از خصلتهای نیک دنیا و آخرت است :
از کسی که به تو ستم کرده است گذشت کنی ،
به کسی که از تو بریده است بپیوندی ،
و هنگامی که با تو به نادانی رفتار شود ، بردباری کنی .»
بحارالانوار، ج ۷۵، ص (۱۷۳)
مولودی ها : حاج منصور ارضی | کریمی
سفر باید کرد
سلام بر حسین روزی که ندا داد ای انسانها کسی هست که مرا را یاری کند ؟
یا امام رضا (ع) دعاکن سالم برگردم ، بیام زیارتت که خیلی دلم واست تنگ شده.
تا بعد تاسوعا و عاشورا تهرانیم …
مسئولیت ما
مسئولیت ما
این كه حسین فریاد مى زند – پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند – فریاد مى زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان میكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى نماید.
دکتر علی شریعتی
حسین وارث آدم، صفحه 203.
اسکناس ۱۰ تومانی
لحظاتی قبل از شهادتش بود. خون داشت از حنجره اش می زد بیرون و می ریخت روی رملهای فکه. چند ثانیه بیشتر مهمان این دنیا نبود. آنقدرها جایی از این دنیا اشغال نکرده بود. تراکمی که خریده بود، عشق آسمانی اش بود به امام. دیگر باید می رفت. آخرین نفسش بود. نه، هنوز چند نفسی جا داشت. هر نفسی که می کشید سینه اش می سوخت و خون از حنجره اش می زد بیرون. جمع و جور کرد خودش را تا چیزی بگوید، نتوانست. با دست خود اشاره کرد به جیب پیراهن خاکی اش. دوستش مجید جلوتر آمد و جیب پیراهن عباس را باز کرد. چیزی در جیب عباس نبود جز یک اسکناس ۱۰ تومانی که معلوم نبود چه جوری در آن غوغا نو و تا نخورده مانده بود. مجید اسکناس را بالا آورد و دید روی اسکناس نوشته شده؛ بابا عباس! برو گرسنه ات شد، شکلات بخر برای خودت. زود برگرد. دخترت فاطمه.
… و عباس به اینجا که رسید لبخندی زد و به شهادت رسید.





